خانه حاج محمد رحیم از تجارتخانه تا مدرسه

خرید بک لینک

دبی- عنایت اله نامور: از هر شهروند اوزی که اکنون دوربر هشتاد سال سن داشته باشد وقتی که بپرسی مدرسه ای که در آن درس خواندی کجا بود؟ نمی گوید مدرسه بدری؛ بلکه همه می گویند خانه ( حاج محمد رحیم )

این حاج محمد رحیم کیست و چرا خانه اش مدرسه شد ؟

حاج محمد رحیم اصلیتش به طایفه رئیس ها ( محمد شمسا ) که همان« سوداگر» های اوز باشند می رسد. وی مرد تاجری بود که در بندرلنگه تجارتخانه ای بزرگ داشت و علاوه بر کسب و کار معمول تاجرهای اوزی آن زمان بندرلنگه وی تاجر مروارید هم بود. مال و منال وافری داشت و کسب و کارش براه بود. و این همه در دوره حکومت ناصرالدین شاه به بعد بوده است.

در اوز هم از بزرگان محسوب می شد. باجناق خواجه زینل کلانتر مشهور اوز بود. خانه ای بزرگ ساخته بود که اتاقهای متعدد داشت و حتی در قسمتی از منزلش بنای کوچکی برای خدمتگزاران منزل که بیشتر از چند نفر بودند؛ جداگانه درست کرده بود.

او سه پسر به نامهای عبدالرحیم، محمد رسول و محمد علی داشت و دختری که همسر خواجه محمد صالح کلانتر شد. و این خواجه محمد صالح چندین بار کلانتر اوز شده است. در اوز حاج محمد رحیم حمامی ساخت که نزدیکی لرد برکه بود و بعدها به ( حموم دیوِ ) معروف شد.

کار و بارش با انقلاب مشروطه و متعاقبا با انحصار تجارت خارجی و کم شدن تجارت مروارید و ساخت مروارید مصنوعی و انتقال مرکز تجارتی کمپانی هند شرقی استعماری انگلیس از بندرلنگه به بحرین و عوامل دیگر مثل بیشتر بازرگانان بندر لنگه کم کم از رونق افتاد.

در هنگامی که مساله جدایی اوز از لارستان پیش آمد و مصباح الدیوان نامه جدایی را از تهران گرفت و اعلام کرد که اوز مستقیما به تهران مالیات خواهد داد و مستقل شده است؛ بیگلربگی فتحعلی خان گراشی که مدتها حاکم بلامنازع لارستان بود با این امر مخالفت کرد و در ماه رمضان سال 1310 قمری، اوز را به محاصره خویش در آورد. شرح آنچه که با این محاصره بر سر اوز آمد و نهایت آن در کتاب تاریخ دلگشای اوز آمده است.

هنگام محاصره اوز خواجه محمد صالح کلانتر بود و بالطبع با حاکم لار همراهی می کرد. و حاج محمد رحیم هم شاید بنا به این که دختر به کلانتر داده بود و یا به هر دلیل دیگری با بیگلربگی لار موافقت داشت.

بنابراین در حین محاصره اوز کلانتر در قلعه و حاج محمد رحیم در منزلش با حاکم لار همراه بودند. همین امر و شایعاتی که مربوط به همکاری آنها با حاکم لار بود باعث شد که مردم که شدیدا در مضیقه قرار داشتند حمام او را تحریم کردند و شایع شد که حمام چون نزدیک قبرستان است محل دیو و جن و پری شده است. و حمامی که اولین عروس در آن حمام کرده دختر خود حاجی محمد رحیم بود چندی نگذشت که تبدیل به کاهدان شد.

قضیه محاصره به هر نحوی بود تمام شد ولی مشکلی که به وجود آمده بود پابرجا ماند و دیگر کسی به حمام نرفت.

مزید بر اینها چند سال بعد از آن بین پسر خواجه زینل به نام «عبدالله» و پسر حاجی محمد به نام «عبدالرحیم» که پسر خاله همدیگر بودند که هر دو تفنگی داشتند و یا به قولی داشتند تفنگی را تمیز می کردند تیری شلیک شد و در نتیجه آن پسر خواجه زینل کشته شد.

خواجه ادعا می کرد که پسرش به عمد کشته شده است. ولی حاج محمد به اتفاقی بودن آن حادثه اعتقاد داشت. شاهدانی از هردو طرف هم حضور داشتند و هر کدام نیز گواهی ویژه می دادند. به هر روی می گویند که حاج شیخ احمد 49 بار خواجه زینل را قسم داد که آیا فرزندش به عمد کشته شده است؟ و خواجه نیز قسم خورد.

عبدالرحیم قصه ما به بحرین رفت و همانجا ماندگار شد. و در اوز هم محکمه شرع دیه سنگینی به حاج محمد رحیم روا داشت هرچند که گویا دیه مذکور اصلا به دست خواجه زینل نرسید. چند سال بعد حاجی محمد رحیم از دنیا رفت.

یکی از دو پسر باقی مانده محمد علی؛ دختر شیخ عبدالقادر را به زنی گرفت و صاحب اولاد شد ولی نهایتا به دوبی رفت و آنجا ماند که نوادگانش هم اکنون در دوبی زندگی می کنند و هر یک انسانهایی محترم و فهیم و با سواداند.

پسر دیگرش به نام محمد رسول مدتی در بندر لنگه تجارت پدرش را ادامه داد و بعدا به راس الخمیه رفت و نهایتا در بندرعباس مقیم شد که نوادگانش آنجا هستند.

و اما خانه بزرگ حاج محمد رحیم مدتی به حال خود رها شده بود. و وقتی که قرار شد در اوز مدرسه برقرار شود و آن در دهه اول شمسی بود و مدرسه بدری هم متاسفانه ناتمام رها شده بود؛ بزرگان آن زمان خانه را مناسب مدرسه یافتند. و کلاسها در آن دایر شد. خانه ای هم که برای خدمتکاران بود به معلمان مدرسه رسید.

خانه حاج محمد رحیم مدت 14 سال و بیشتر مدرسه بود و بارها در آن مناسبت های بزرگ بر پاشد. تا این که در سال 1324 مدرسه بدری تکمیل شد و کم کم همه به مدرسه بدری رفتند هر چند تا مدتی هنوز دختران در این مدرسه بودند.

حمام هم همچنان متروکه باقی ماند خاصه که در دهه بیست شمسی قتلی هم در آن صورت گرفت که بعد از آن حمام بطورکلی متروکه شد. این حمام تا سال 1350 که در اوز خیابان ملت احداث شد هنوز وجود داشت ولی بعد از احداث خیابان در حاشیه قرار گرفت و به جای آن اداره پست اوز بنا گردید.


عصراوز...

ما را در سایت عصراوز دنبال می‌کنید

برچسب: خانه,محمد,رحیم,تجارتخانه,مدرسه, نویسنده: بازدید: 77 تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 18:03

صفحه بندی