خاطرات لرد دَره

خرید بک لینک

ufeffاحمد خضری: از شماره قبل ستونی به نام تالار گفتگوی «لرد دره» را گشوده ایم تا خاطرات و رویدادهای قدیمی از زبان بزرگان را بنویسیم. از شما خواننده محترم نیز تقاضا داریم چنانچه در این زمینه مطالبی دارید به ما ارائه دهید تا منعکس شود.

قبل از نگارش خاطرات لازم است ابتدا کلمه «لَرد» (lard) را معنی کنیم لرد به معنی کنار، میدان و مکان خلوت است. و کلمه «دَرِه» نیز به معنای بیرون می باشد. لرد دره، میدان کوچکی بود که در شمال آن دو کوچه و یک منزل مسکونی و در شرق آن منزل مرحوم محمدامین دانشمند و ملحقات آن و غرب آن 5 مغازه با ایوان های زیبایی که در مقابل داشتند در مرکز اوز وجود داشت. در این میدان:

1 - مغازه لحاف دوزی مرحوم خادم 2-مغازه پینه دوزی مرحوم شهباز شکارچی 3-مغازه ظرف سفال مرحوم کاظم گراشی 4-مغازه پینه دوزی مرحوم محمد فیشوری 5-مغازه بقالی مرحوم پدرم و در جنوب میدان نیز دو کوچه و یک منزل مسکونی وجود داشت که چون مرحوم غلامحسین تیمناک سال ها در آن منزل ساکن بوده به نام خانه تیمناک معروف بود.

در حال حاضر از 5 مغازه فقط دو مغازه آن باقی مانده که پس از نوسازی در اختیار حاج محمدطیب نامی است. و بخشی از منزل مرحوم دانشمند و محلقات آن به بازارچه(پاساژ) دانشمند و کوچه ها و منزل تیمناک نیز به خیابان ملت تبدیل شده، ولی کوچه ها و یک منزل مسکونی دست نخورده در شمال میدان هنوز پابرجاست. لرد دره بسیار آباد و محل داد و ستد و خدمات عمومی مردم بود. قسمت غربی آن دو سکوی بزرگ در کنار منزل مرحوم محمدامین دانشمند ساخته بودند که در بیشتر موارد پس از اقامه نماز عصر تعدادی از جماعت مسجد بالا (مسجد حاج ملا محمد زمان خضری آخوند) در روی این سکوها نشسته و گفتگو می پرداختند.

نبض اقتصاد ایران در لار زده می شد

در شماره گذشته سخنان مرحوم محمدعلی فریدی در رابطه با نفش مهم لارستان در تجارت جنوب ایران نوشتیم و اینک دنباله صحبت های آن مرحوم را ادامه می دهیم:

مرحوم محمدعلی فریدی گفت که: برای امنیت جنوب و بویژه لارستان مقرر شد که راهها و مناطق به عهده مردم گذارده شود. هنگ ژاندارمری و مسئولان و معتمدان و تجار لار مدیریت این موضوع را به مرحوم عبداله فریدی سپردند. حتی روسای پاسگاه های ژاندرمری توسط مرحوم فریدی تعیین و منصوب می شد.

در این راستا گاو بندی، بندر چارک؛ بندر لنگه و مغویه نیز در طرح قرار گرفت. رئیس علنقی خان که در صحرای باغ بود، توانست تعدادی از طوایف لر و نفر را به صحرای باغ بیاورد و علاوه بر این که جایگاه خودش را تقویت کرد باعث امنیت آن منطقه هم شد.

دهباشی کریم که تفنگچی رئیس علنقی خان بود مردی بسیار باهوش و زیرک بود با حضور دهباشی کریم و رئیس علنقی خان جنوب لارستان در امنیت کامل به سر می برد و این برای تجار منطقه بسیار خوش یمن و مطلوب بود.

کالا از دبی وارد بنادر لنگه، مغویه، چارک شده و از آنجا به مرکز فرماندهی اقتصادی ایران یعنی شهر لار می رسید. دیری نگذشت که چابکی و هوشیاری دهباشی کریم بر رئیس علنقی خان چربید و دشتی ها با فرماندهی دهباشی کریم توانستند رئیس علنقی خان را که تا آن موقع خدمات زیادی را در راه امنیت منطقه فراهم کرده بود از میان بردارند.

هوشیاری و درایت دهباشی کریم باعث شد تا مرحوم عبداله فریدی به او توجه کند و او را به لار دعوت و مدت حدود 5/1ساعت با او به مذاکره پرداخت و در نهایت او را به عنوان فرمانده پاسگاه ژاندارمری برگزید.

و در آن زمان مرکز ژاندارمری جنوب لارستان در انوه واقع شده بود و مسلما دهباشی کریم فعال نیز به ریاست این پاسگاه انتخاب و هنگ ژاندرمری نیز حکم او را تائید کرد. شهر لار به عنوان مرکز ایالت لارستان دارای نام و آوازه بزرگی بود. می گفتند مرکز تجارت ایران شهر لار است.

تاجر تهرانی بوسیله تلگراف و مورس یا تلفن مغناطیسی برای قیمت گذاری و فروش کالا هر هفته یا هفته ای دوباره از لار کسب تکلیف می کرد. تاجر شیراز از لار خرید می کرد و بالاخره این که تجار لاری و اوزی در جنوب کشور معروف ترین تجار ایران شدند. و نبض اقتصاد ایران در شهر لار زده می شد.

تاجران یزدی و اصفهان تا از لار کسب تکلیف نمی کردند اقدام به خرید و فروش کالا نمی نمودند، خلاصه این که شهر لار مرکز تجارت و اقتصاد ایران شده بود. و در این میان مرحوم عبداله فریدی ریاست این امور اقتصادی و اجتماعی را به عهده داشت. و مسئولان ادارات تجار و معتمدان شهرستان و منطقه نیز همه جا با مرحوم فریدی هماهنگ و همراه بودند.

فریدی از یک طرف تاجر کالا بود و از طرفی دیگر نقش مهم و تعیین کننده برای ورود و خروج کالا و خدمات در جنوب را به عهده داشت. هر شب افزون بر یکصد شتر با کالای تجاری بویژه قند، شکر، چای و پارچه زیر نظر مرحوم عبداله فریدی وارد لار می شد. همه از این موضوع و امنیت و خوان گسترده راضی بودند در آن زمان بطور متوسط هر ماه 150 هزار تومان بین همه تقسیم می شد. دارایی یک چهارم می گرفت و بعد ادارات و روسا و کارکنان و غیره از این تجارت سهم داشته و تغذیه می شدند و اگر این ورود و خروج کالا در منطقه رواج نمی یافت، لارستان و اطراف دچار قحطی و خشکسالی شده و مردم گرفتار می شدند.

ادامه دارد....

https://telegram.me/AsreEvaz

عصراوز...

ما را در سایت عصراوز دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 95 تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 3:30

صفحه بندی