ufeffپری (فاطمه) حکیم رابط: ufeff»گفته های پری (فاطمه) حکیم رابط در مورد لرد دره که در کودکی به همراه پدرش حکیم رابط به آنجا می رفت و وقایع را از نزدیک می دید«به هر محوطه ای لرد می گفتند مثل لرد میری و لرد دره لرد دره متعلق به آقای دانشمند بود. در زمان قدیم نجاری در محوطه لرد دره نجاری می کرد و هر موقع دربی که درست می کرد را در آنجا می گذاشت و مردم می گفتند لرد دره که همان درب است.

این لرد دره محوطه ای بود که چهار سو داشت. 1- خانه محمدرفیع خضری و قادر حاجی(نابینا بود) 2- حسین قصاب که دوغ فروشی داشت و یک کپر هم در مجاور آن وجود داشت که در آنجا دختری به نام شاه نساء که ترکی بود و فرار کرده و به اوز آمده بود، شبها در آنجا می خوابید. در محوطه یک پله ای در سمت چپ بود که 5 مغازه بود یک مغازه متعلق به خضری دیگری خادم که لحاف دوزی می کرد سومی کاظم گراشی که کوزه می فروخت چهارمی محمد فیشوری که پینه دوزی می کرد و آخری که متعلق به شهباز شکارچی و پینه دوری می کرد. این پنج مغازه متعلق به آقای دانشمند بود که یکی از سرشناسان بزرگ آن دروان بود. در یک طرف محوطه خانه بسیار بزرگ و مجللی بود که محمد امین دانشمند در آنجا زندگی می کرد. جنب خانه اسطبلی بود که یک اسب متعلق به داماد مرحوم محمدامین دانشمند بود. ساربان اسبها هم محمد رسول رضا که زنش گل چهره بود. که در طویله زندگی می کردند. و یک نفر دیگر در طویله زندگی می کرد به نام دادی دانشمند که به دادی گٌگ معروف بود. البته این اصطبل بی شباهت به خانه نبود. چون در آنجا چند اتاق ساخته بودند تا ساربانان در آنجا زندگی کنند.
در این محوطه سکو یا همان مهتابی وجود داشت که روی سکو را فرش و قالی ترکی و تشک و پشتی می گذاشتند. و بر روی این سکوها اشرافی های اوز به شرح زیر می نشستند: محمد امین دانشمند، محمد ابراهیم فرشاد، حاج عبدالرحیم احمدیان، حاج محمدرفیع خضری، مرحوم حکیم رابط، محمدحاجی لطافت (مدعاجی) که هر کدام از این افراد در مورد شغل و حرفه خود صحبت می کردند. مثلا:
محمد امین دانشمند: در مورد ملک و تجارت و مال صحبت می کرد
محمد ابراهیم فرشاد: در مورد تحصیلات صحبت می کرد چون خودش در بمبئی تحصیل کرده بود.
حاج عبدالرحیم احمدیان: در مورد ملک و مال صحبت می کرد.
مرحوم حکیم رابط در مورد طبابت که چه دارویی به درد چه بیماری می خورد. و در مورد مدیریتی که در مدارس داشت صحبت می کرد.
از بعد نماز عصر تا قبل اذان مغرب دور هم می نشستند و پذیرایی آنها چای و قلیان و شربت بود که بیشتر از شربت طارونه استفاده می کردند. و بعضی مواقع میوه هایی هم بود که از جهرم میاوردند. البته بیشتر تابستان ها در روی سکوها می نشستند و زمستان ها در دالان خانه مرحوم دانشمند بودند.
*****
مرحوم دانشمند فقط یک دختر به نام حاج حکیمه داشت
****
در مورد داماد محمد امین دانشمند مرحوم عبدالغفور زارعی خانه تیمناک که همه ازش حرف می زنند متعلق به عبدالغفور زارعی داماد محمدامین دانشمند بود که در جوانی بیماری حصبه گرفت و به خاطر دارویی گیاهی گل و سنا که طبع گرم داشت و به او داده بودند باعث شد جان خود را از دست بدهد. و حکیم رابط هم نتوانست برایش کاری انجام دهد. چون آنها نباید قبل از آمدن حکیم رابط خودسر دارو به مریض می دادند.
از بازماندگان عبدالغفور زارعی سه خواهر به نام های: رقیه خانواده عبدالرزاق طاهری، فاطمه خانواده محمد بهنام و خدیجه خانواده عبداله قاضی زاده.

*****
در لرد دره مدرسه ای چهار کلاسه بود به نام مدرسه پروین که پری حکیم رابط یکی از معلمان آن آموزشگاه بود.
*****
حمامی بود در لرد دره که متعلق به مرحوم دانشمند بود که در حال حاضر مسجد سلمان فارسی است. این حمام را محمد حاجی لطافت معروف به مدعاجی اداره می کرد و به حمام مدعاجی معروف بود.
https://telegram.me/AsreEvaz
عصراوز...
ما را در سایت عصراوز دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 92
تاريخ: دوشنبه
26 مهر
1395 ساعت: 7:04